ده تصویر و ده دیدگاه از یک رویداد :

به بهانه‌ی الــفبایـی که آموخته شــد


۱۵ تیر ۱۳۹۸ / ۰۹:۲۶:۵۶
۳۶۵
۱


کلاس اول در مدرسه‌ی پسرانه‌ی میزان به خط پایان خود رسید.

دیروز دانش‌آموزان کلاس اول، رسما با اولین پایه‌ی دبستان خداحافظی کردند؛ در رویدادی که با نـــام «جــــشن الـــفــبــا»  در مرکز آفرینش‌های آفتاب واقع در فرمانیه‌ی تهران برگزار شد.
اگرچه حروف الفبا مهم است اما قرار نبود محور جشن و دورهمی ما باشد؛ نشانه‌های فارسی فقط بهانه بودند برای یک ملاقات دوباره بین مربیان، بچه‌ها و خانواده‌های عزیز که یک سال تحصیلی را با همکاری یکدیگر پشت سر گذاشتند.
  از میان همه‌ی اتفاقات خوب جشن، ده تصویر مهم این رویداد را ببینید که از نگاه نگارنده، زیبایی‌های مهم این جشن بودند:

 

 

 

اینجا محل جشن است. خبری از صندلی و سن نیست. چند خانواده در طبیعت دور هم جمع شده‌اند و از هوای مطبوع صبحگاهی لذت می‌برند. بچه‌ها درگیر یک معمای جالب شدند. مجری مراسم که اصلا در این تصویر پیدا نیست، سوالاتی را به سبک جدول می‌خواند و بچه‌ها به کمک خانواده‌هایشان به سوالات پاسخ می‌دهند....

بچه‌های کلاس اول بدون یونیفورم فارغ‌التحصیلی و صفوف منظم، بدون تمرین قبلی و آموزش روی سن، اینجا یعنی وسط یک بوستان جمع نشده‌اند تا سرود «الفبا» بخوانند بلکه بعد از حل آن معمای جالب که رمزش «سرباز امام‌زمانم» بود، گردهم آمدند تا سرود میزانی «آقا امام زمان» را با صدای بلند هم‌خوانی کنند..

این گل‌ها جایزه‌ی پسران ما نیست! در جشن الفبا به همه‌ی دختران هدیه داده شد. دیروز ولادت خواهر امام رضا (ع) و روز دختر بود و به همین مناسبت، به خواهرانِ پسران کلاس اول گل‌هایی زیبا تقدیم شد. اگر این خواهران خیلی کوچک بودند، به پدر یا پسر به نمایندگی از او تقدیم می‌گردید..

پدران کلاس‌ اول بعد از شنا در یک استخر روباز، بدون کت‌وشلوار و لباس‌های اتوکشیده در حال درست کردن جوجه کباب هستند. در حین عکاسی، یکی از پدران می‌پرسد: «آیا جوج زدن در جشن الفبا از اصول روش میزان است؟!». این تصویر گویای همه چیز است: همکاری، سادگی و صمیمیت بین خانواده‌های مقید و متدین که دیگر فقط اولیای میزان نیستند و خودشان صاحب یک تشکیلات خانوادگی و مذهبی بزرگ شدند.

هوا نسبتا گرم شده است و درست کردن جوجه‌کباب پای منقل زحمت زیادی می‌برد اما ظاهرا خسته نیست و از اینکه در تهیه‌ی این غذا به خانواده‌اش کمک می‌کند احساس رضایت دارد.

این تصویر متعلق به مسئول اردوگاه نیست، یکی از پدران ماست که نسبت به شکستگی یکی از تابلوهای مرکز احساس مسئولیت می‌کند و با سنگ و میخ سعی می‌کند تا تابلویی را که مزین به نام امام رضا است را سرپا نگه دارد.

مربیان در این جشن هرکدام وظایفی داشتند اما این مسئولیت‌ها دلیل نمی‌شد که برای یادداشتی که درخواست شاگرد اوست، کمترین زمان را خرج کند. با صبر و حوصله به زیر سایه‌ی درختی رفته است تا برای «محمدجواد» یادگاری بنویسد.

پدران و مادران و مربیان در نمازخانه‌ی مرکز آفرینش‌های آفتاب به نماز ایستادند. این لحظات نماز جماعت خانوادگی در میزان در زمره‌ی صحنه‌های نابی است که نباید از چشم عکاس دور بماند.

 

پدران و پسران وقتی در یک نما قرار می‌گیرند. در یکی هر دو هم‌بازی شدند و در دیگری پسر نظاره‌گر بازی پینت‌بال پدر است. یکی از برنامه‌های جذاب جشن بازی در سالن ورزشی و زمین پینت‌بال بود.

 

مادران در مراسم «جشن الفبا» هم در سالن به ورزش پرداختند، هم در تهیه‌ی غذا مشارکت جدی داشتند و هم بعد از به سراغ تیراندازی رفتند. در انتهای جشن هم یک کلاس آموزشی داشتند که با موضوع «اهمیت تغذیه‌ی سالم از دیدگاه طب اسلامی» برگزار شد. تمام این برنامه‌هایی که ذکر شد، ویژه‌ی مادران بود...

 

فیلم این جشن به همراه تصاویر بیش‌تر روزهای آینده منتشر خواهد شد [ان‌شاءالله]





برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.