سلام

داستان

خداحافظ


۲۲ اسفند ۱۳۹۸ / ۱۶:۰۱:۲۳
۶۲


یک داستان کوتاه

یکی بود یکی نبود یک خانم مربی بود که هرروز وارد کلاس می شد بچه هارا بغل و ماچ می کرد هروز این کار را می کردند

تایک روز یک مریضی کوچک آمد خانم مربی توی خانه اش داشت فکر می کرد که باید از در کلاس وارد شدم بچه

ها را بوس کنم یا نه؟



نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.