۰۳ مرداد ۱۳۹۹ / ۲۰:۰۱:۰۸
۶۴۱


این مطلب در مورد رستم، بزرگترین پهلوان شاهنامه است.

مردی بود که نامش فردوسی نام داشت. او کتابی نوشت که شاهنامه نام داشت. 30 سال طول کشید که فردوسی آن را بنویسد. این کتاب به شعر است. البته در کتاب فروشی ها بیشتر به داستان است. بزرگترین پهلوان شاهنامه رستم است. او داستان ها و مسیر های سختی داشت. مثلا: هفت خوان رستم، رستم و اسفندیار، رستم و شغاد، کودکی رستم و مثلا کشته شدن فیلی که عصبانی شده بود و همه جا را خراب می کرد. رستم در هفت خوان رستم به 7 خوان و مسیر بدی رفت که هیچ کس نمی توانست جان سالم به در ببرد. کیکاووس پادشاه ایران به مازندران رفته بود ولی اسیر دیو سفید گشت. در خوان اول وقتی رستم خواب بود شیری به رخش اسب رستم حمله کرد ولی رخش اورا کشت. در خوان دوم به بیابانی بی آب و علف رسیدند.رستم دعا کرد و خداوند گوسفندی به نزدش فرستاد و او را به دشتی برد. در خوان سوم رستم اژدهایی را کشت. در خوان چهارم رستم جادوگری شیطانی را کشت. در خوان پنجم ارژنگ دیو را کشت. و در خوان هفتم دیو سفید را کشت. و کیکاووس آزاد گشت. نبرد رستم و اسفندیار فریب خورده اما خدا پرست. رستم در نبرد اول شکست خورد ولی در نبرد دوم اسفندیار رویین تن یعنی کسی که نمی میرد را کشت. نقطه ضعفش چشمش بود. کودکی رستم را نمی دانم. کشته شدن فیل را هم نه. اما رستم و شغاد. نیرنگ شاه بابل. رستم و برادرش شغاد به جنگلی رفتند تا شکار کند. این نقشه راهم شغاد می دانست. اما می خواست رستم کشته شود. آنها چاهی کنده بودند و درون آن نیزه گذاشته بودند. و رستم و رخش در آن افتادند. رستم تیر و کمانش را از شغاد خواست. آن را داد. اما رستم تیر را به طرف شغاد برد. شغاد پشت درختی رفت. اما رستم آنقدر خوب زد که شغاد کشته شد. در همان لحظه رستم و رخش جان دادند. رستم و شغاد عکس این مطلب است.




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.