گفت ‌و شنود با بـچه‌های میزان (۱)

درباره‌ی نزاع، اضطراب، ترس، پیگیری آموزشی و ....


۲۹ دی ۱۳۹۸ / ۱۹:۰۱:۲۵
۱۰۵


گفت‌وگوهایی که شاید معمولی باشند اما نیاز به ثبت و خاطره‌نویسی دارند.

وارد مدرسه می‌شوم، یکی از بچه‌های کلاس کنار آبخوری پایین و در هوای سرد پاییزی ایستاده است.

به نظر مضطرب و پریشان است.

 

- مربی: چی‌شده علی‌رضا؛ چرا اینجا وایسادی؟

- دانش‌آموز (با حالت گریه): آقا دلم برا مامانم تنگ شده! نمی‌خوام بیام بالا !!

- مربی: آخ گفتی، منم دلم برا مامانم تنگ میشه، ولی به نظرم یکم زود دلت تنگ شده. حتما مامانتو خیلی خیلی دوست داری؟! آره؟!

- دانش‌آموز (با آرامش بیش‌تر): آره آقا، می‌تونم الان برم پیش مامانم؟

- مربی: الآن هوا سرده، بیا بریم بالا با هم صحبت کنیم. راستی کدوم کلاسو می‌خوای اول بری؟؟

دانش‌آموز در حالی که اصل موضوع را فراموش کرد، سرگرم صحبت با مربی‌اش شد...

 

نکته: ما باید صادقانه احساس کودک را باور کنیم، نه آنکه آن را انکار کنیم و یا اینکه با تعجب کودک را مورد ملامت قرار دهیم. یک همراهی ساده با احساسات کودکان، آن‌ها را آرام‌تر خواهد کرد.

برچسب‌های این مطلب:

معلمی دانش‌آموزی


نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.