۱۹ بهمن ۱۳۹۸ / ۱۴:۴۶:۴۲
۲۸۴


مربی با این جمله کلاس را شروع کرد که "دیشب میوه های مختلفی را که خوردم، هسته های آن را جمع کردم و شستم و امروز آوردم سر کلاس." هسته ها را روی میز گذاشتیم و بچه ها یکی یکی هسته ها را دست گرفتند ...

مربی با این جمله کلاس را شروع کرد که "دیشب میوه های مختلفی را که خوردم، هسته های آن را جمع کردم و شستم و امروز آوردم سر کلاس."

هسته ها را روی میز گذاشتیم و بچه ها یکی یکی هسته ها را دست گرفتند. بعضی از بچه ها میوه مربوط به هسته را درست حدس می زدند و بعضی ها هم اشتباه می گفتند. بعضی ها دوست داشتند که داخل هسته ها را ببینند و از مربی وسیله ای برای شکستن هسته ها خواستند. ما هم چکش و گوشت کوب را در اختیار شان گذاشتیم. هسته ها را شکستند و خوردند.

سپس در رابطه با میوه ها صحبت کردیم. مربی در رابطه با پژوهش مثال هایی را برای بچه ها توضیح داد. بعد بعضی از دخترانمان هم تجربه ها و پژوهش هایی که داشتند را برای دوستانشان توضیح دادند.

در مرحله بعد عکس هایی از میوه ها و سبزیجات و سیفی جات را روی میز گذاشتیم. بچه ها با عکس ها بازی کردند. در مورد عکس ها صحبت هایی کردند و برخی هم میوه هایی که هسته هایشان روی میز بود را نشان دادند و بعد بچه ها عکس میوه ها و سبزیجات را روی دیوار چسباندند.

در مرحله بعد مربی به بچه ها گفت: "من می خواهم از این به بعد پژوهش هایم را درون دفتری بنویسم." این جمله آغازی شد برای صحبت و گفتگو در رابطه با درست کردن دفتری برای پژوهش های بچه ها.

قرار شد در ساعت آخر کلاس، فعالیت یکی از میزهایمان درست کردن دفتر پژوهش باشد.

ساعت آخر رسید مربی ها دفترهای بچه ها را آماده کردند و ابزار و وسایل در اختیار بچه ها قرار داده شد تا دفتر هایشان را آن گونه که دوست دارند رنگ آمیزی و تزیین کنند که از این به بعد پژوهش هایشان را در آن به صورت نقاشی بکشند و خانواده هایشان توضیح آن را بنویسند.





برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.