۱۰ مرداد ۱۳۹۹ / ۱۹:۱۰:۲۷
۲۰۵


جنگ حران بین سپاه اشکانیان و روم، که منجر به شکست سپاه روم و عقب نشینی آنها از امپراتوری ایران شد. این نبرد در طول تاریخ ایران یکی از افتخار آفرین ترین جنگ هایی است که جنگاوران ایرانی توانستند از وطن دفاع کنند

در سده‌ی نخست پیش از میلاد، ایران اشکانیان توانست با مسلط شدن بر ارمنستان و آسیای صغیر و همه‌ی میان‌رودان تا مرز سوریه همسایه امپراتوری روم شود. در غرب امپراتوری ایران، سرزمین‌های زیر  از آن امپراتوری روم بود: همه‌ی اروپا شامل شبه‌جزیره ایتالیا، گالیا، فرانسه، شبه‌جزیره ایبری (اسپانیا)، انگلستان، سرزمین‌ ژرمن‌ها و شمال آفریقا تا سوریه. فقط مدت کوتاهی بطلیموس دوازدهم به اتفاق خواهرش کلئوپاترا بر مصر حاکم بودند که بالاخره مغلوب اکتاویوس سردار رومی شدند. بنابراین دو امپراتوری نیرومند بر جهان حکمفرما بود. یکی در اروپا، شمال آفریقا تا سوریه به نام دولت نیرومند روم و دیگری امپراتوری پارتی(اشکانی) که همه خاورمیانه به جز سوریه در قلمرواش بود و مرزهای شرقی آن تا هند و سرزمین کوشانی‌ها در بخش شرقی افغانستان وسعت داشت ولی حدود متصرفاتش به اندازه دوران هخامنشی نمی‌رسید.
  برای آن که بدانیم که در سده‌ی نخست پیش از میلاد به غیر از ایران و روم ابرقدرت دیگری در دنیا وجود نداشت، لازم است بدانیم که نوادگان «آشوکا» امپراتور هند از خاندان سلطنتی «موریا» ( Maurya ) درگیر در مسائل مذهبی و گسترش دین بودا بوده و حتی این دین را به سیلان نیز تسری دادند. در چین جانشینان «ویوتی» از سلسله «هان» سرگرم نبرد با قبایل مهاجم از آسیای مرکزی بودند و ارتباطی بین چین، هند و روم از طریق تجارت ابریشم وجود داشت که آن هم در سال 53 ق‌.م با بروز جنگ ایران و روم قطع شد. ژاپنی‌ها نیز تا مدت نزدیک به هزار و پانصد سال دروازه‌های کشور خویش را روی خارجیان بسته بودند.

در سال ۶۰ق.م کراسوس برای رسیدن به اهداف خود که تسخیر ایران و هند و تجدید افتخارات دوران اسکندر بود در آوریل سال ۵۴ ق‌.م با لژیون‌های رومی که تعدادشان به ۶۰ هزار نفر می رسید (هر Legion تا پنج هزار نفر می‌رسید) به سوی ایران تاخت. هر لشکر رومی را لژیون می‌گفتند و هر لشکر رومی از چند «مانیپال» (تیپ) شکل می‌گرفت.

هر لژیون دارای یک پرچم (درفش) بود که به آن «وکسیلیوم« ( Vexillum ) می‌گفتند. پیشاپیش لژیون‌های رومی یک واحد پیشتاز (طلایه‌داران) که عنوان «فالانش» را داشتند حرکت می‌کردند که وظیفه آنها زدن اولین ضربت به دشمن و از میان بردن روحیه لشکر مقابل بود.

کراسوس با ۱۲ لژیون توانست خود را به مرزهای ایران (مرز سوریه و بین‌النهرین) برساند. اما سپاهیان ایران مانند روم از قانون جنگ‌های منظم پیروی نمی‌کردند بلکه تیراندازان رزمنده پارتی با حالت جنگ و گریز عملیات چریکی انجام می‌دادند. به طوری که دشمن را به درون منطقه خود کشانیده و سپس به او تاخت می‌آوردند و این رمز پیروزی پارتی‌ها (اشکانیان) بود.

زمانی که کراسوس به مرز شام و بین‌النهرین رسید از جانب سورنا، سفیری به نام «واگز» در مرز از طرف سپاه ایران این پیام را برای کراسوس فرستاد: «ای کراسوس اگر این سپاه را که در فرمان شماست دولت روم و سنای آن کشور فرستاده است که بر ایران بتازند، ایرانیان آماده هستند که تا دم واپسین ایستادگی کنند.» کراسوس از این پیغام برآشفته و گفت که پاسخ پادشاه ایران و سورنا را در سلوکیه پایتخت ایران خواهم داد.

ولی سپاه ایران به فرماندهی سورنا با جنگ و گریز او را به سمت حران کشانید و سپس متوجه بیابان‌های بی‌آب و علف کرد در حالی که رومیان عادت داشتند که در سرزمین‌های سرسبز و علفزار و سنگفرش بجنگند. کراسوس برای آرایش نیروهایش، بر بازوی راست لژیون‌ها، «کاسیوس» را گماشت و بر جناح چپ پسرش «پبلیوس» ( Peblius ) را و خود در دل لشکر جای گرفت.

در این هنگام فرزند دیگر کراسوس به نام «فابیوس» که زیردست ژولیوس سزار در خاک گل اقامت داشت با هزار و چهارصد سواره نظام اهل گالیا (فرانسه) برای کمک به کراسوس وارد حران شد. ولی طی یک جنگ و گریز کشته شد و کراسوس ناگهان دید که سر فرزندش بر بالای سرنیزه پارتی‌‌ها بلند است!

در این جنگ که ایرانی‌ها چهل هزار نفر بیشتر نبودند، نزدیک به هفتاد هزار رومی را شکست دادند در حالی که پسر کراسوس را نیز کشته بودند. بعد از کشته شدن فابیوس، نماینده سورنا به اردوی کراسوس آمد و به او گفت که قوای پارتی امشب را به شما مهلت می‌دهد که برای فرزندت سوگواری کنی- بعد از این واقعه سورنا شخصا به اردوی کراسوس رفت و به او پیشنهاد مذاکرات صلح را داد.

اما رومیان خیال کردند که خدعه‌ای در کار است و ایرانیان می‌خواهند که کراسوس را اسیر کنند که ناگهان جنگ کوچکی درگرفت و یکی از سرداران رومی به نام اکتاویوس چند نفر از سپاه ایران را کشت و در این گیرودار جنگی درگرفت و کراسوس کشته شد و سر او را نزد ارد آوردند. از آنجایی که ارد فردی زرپرست بود، طبق دستور وی چشم و دهان او را از طلای مذاب پر کردند. نتیجه این جنگ ۲۰ هزار کشته رومی و ۱۰ هزار نفر اسیر بود و علاوه بر آن تمام درفش‌های سپاه روم را ایرانیان به غنیمت گرفتند.

برچسب‌های این مطلب:

تاریخ



نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.