داستان یک سفر


۱۷ مهر ۱۳۹۹ / ۲۱:۰۱:۵۲
۷۶


همه چیز از یک داستان شروع شد

داستان یک سفر...
سفر پرنده ای که پرواز نمی دانست...
سفر پرستویی کوچک با هواپیمای غول پیکر آهنی...
پرنده ی کوچک داستان ما در سقوطی ناگهانی فرصت پرواز یافت... و این گونه طعم شیرین پرواز را چشید ...
به این بهانه دختران ما با اقسام وسایل سفر آشنا شدند...
سفر های هوایی
سفر های زمینی
با کودکانمان همراه شدیم ...
روزی با هواپیما های خلاقانه شان...
روزی با قطار...
روزی با اتوبوس ...
به هر کجا که خیالشان ما را برد سر زدیم.... چه سفر های شیرینی.
و در نهایت سفری جدید را تجربه کردیم.
سفر با آقای مهربان... در کشتی نوح ... همراه با حیوانات مختلف ...
همگی به کشتی نوح پناه بردیم ... کشتی مهربانی... کشتی دوستی ... کشتی همیاری و همکاری...

رسیدیم به سفر عشق...
سفر کردیم با دل های پاک و دستان کوچک دخترانمان ...سفر به سرزمین عشق... اما با تصاویر
که این سفری جدید است .. سفر مجازی...

صبحانه ای اربعینی را تدارک دیدیم برای نذری روز اربعین ... کاسه ای خوراک لوبیا ... به یاد صبحانه های جاده نجف به کربلا...

آرزو کردیم برای دخترانمان چشیدن این عشق را...
و گره زدیم دل هایمان را به دل های پاک دخترکانمان... شاید تسلایی شود برای دلتنگی مان...

 



چندرسانه‌ای :


نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.