آرایه استعاره را بهتر بشناسیم

آرایه استعاره را بهتر بشناسیم



۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ / ۰۸:۴۵:۰۳
۱۹۶۴
۸


آرایه استعاره :

آرایه استعاره:

هرگاه علاقۀ بین معنای مجازی و معنای حقیقی واژه مشابهت باشد، مجاز را «اِستعاره» گویند. مانند لفظ «شیر» به معنی مرد شجاع و چنانچه علاقه غیر از مشابهت باشد آن را مجاز مُرسَل گویند. به عبارت دیگر، «آرایه استعاره، در حقیقت نوعی مجاز است، ولی شرط آن، وجود علاقۀ مشابهت است بین معنی حقیقی و معنی مجازی. بدین ترتیب، استعاره از طرفی مجاز و از طرفی تشبیه است؛ مجازی که علاقۀ آن مشابهت باشد و تشبیهی که یکی از طرفین تشبیه را حذف کنند.

دانستیم که آرایه استعاره مبنی بر تشبیه است. حال، هرگاه مشبه را ترک کنند و مشبهٌ­ بِه را در کلام آورند، استعاره را مُصَرَّحِه یا تَصریحیه گویند و هرگاه مشبهٌ ­بِه را ترک کنند و مشبه را ذکر کنند، آن را استعارۀ مکینه یا استعارۀ با کنایه نامند.

 

ارکان آرایه استعاره:

۱- مُستعار و آن لفظ مشبهٌ­ بِه است.

۲- مُستعارٌ مِنه و آن معنی مشبه­ٌ به است.

۳- مُستعارٌ لَه و آن معنی مشبه است.

«مُستعارٌمِنه» و «مُستعارٌلَه» را طرفین استعاره می ­نامند و صفت مشترک بین طرفین را که در تشبیه وجه شبه گویند، در اینجا «جامع» گویند. مثلاً، در مثال «شیری دیدم که تیر می­ انداخت» معنی موضوعٌ ­لَه(اصلی) لفظ شیر که حیوان درنده باشد، مستعارٌ منه است و معنی­ ای که در آن استفاده شده که مرد شجاع باشد، مستعارٌ لَه و لفظ شیر، مستعار و صفت شجاعت، جامع خواهد بود.

 

استعارۀ مُصَرَّحه:

در آغاز بحث، گفتیم که آرایه استعاره، تشبیهی است که اگر مشبه را حذف کنند و مشبه­ٌ به را ذکر کنند، آن را استعارۀ مُصرحه گویند. بنابراین، می ­توان گفت: استعارۀ  مصرحه، تشبیهی است که از ارکان آن، فقط مشبه­ٌ به را ذکر نموده و باقی را حذف کرده­ اند. اکنون، برای روشنتر شدن این سخن، به شرح چند نمونه از این نوع استعاره می­ پردازیم.

مانند:

کلمۀ «شیر» در جملۀ «شیری دیدم تیر می­ انداخت» که در اینجا به معنی مرد شجاع به کار رفته است، به خاطر شباهتی که مرد شجاع در شجاعت به شیر دارد. این مثال، در اصل این گونه بوده: «مردی شجاع مانند شیر را دیدم که تیر می­ انداخت» که مشبه و ادات تشبیه و وجه ­شبه را حذف کرده و شیر را باقی گذاشته و آن را با قرینۀ تیر انداختن همراه کرده ­اند، تا دلالت کند بر این که منظور از شیر، مرد شجاع است.

***

«چادر لاژورد» در بیت زیر، استعاره از شب است:

بدان گه که خورشید برگشت زرد          پدید آمد آن چادر لاژوَرد (فردوسی)

***

«نرگس» در بیت­ های زیر استعاره از چشم معشوق است:

نرگس مست نوازش­ کن مردم­دارش              خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد (حافظ)

 

خوابِ آن نرگس فَتّان تو بی چیزی نیست       تابِ آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست (حافظ)

 

***

«گُلِ خندان» در بیت زیر، استعاره از معشوق و «آب روان» استعاره از اشک است.

چشمۀ چشم مرا ای گُل خندان دریاب        که به امید تو، خوش آب روانی دارد (حافظ)

 

***

 

استعارۀ مکنیه:

چنانکه گوینده در نفس خود، چیزی را به چیزی تشبیه کند و از ارکان آن، فقط مشبه را ذکر کرده و بعضی از لوازم و خصوصیات مشبهٌ­ بِه را برای مشبه آورد، تا دلالت کند بر این تشبیه، در اینجا، این تشبیه مُضمر(پنهان) را استعارۀ مکنیه یا استعاره با کنایه گویند. به جهت اینکه مشبه در آن مذکور نیست و در دلالت بر معنی آن، فقط به ذکر بعضی از خواص آن اکتفا شده است.

مانند:

در بیت زیر، شاعر دین را به دیبا تشبیه کرده و «بافتن» را که از لوازم دیبا و از مقولات وجه شبه است، ذکر نموده است:

علماء جمله هرزه می ­لافند          دین برپای هر کسی می­ بافند (سنایی)

 

***

در بیت زیر، «قضا» را به مرغی همچون کرکس و شاهباز تشبیه کرده و مشبهٌ­ به را در لفظ نیاورده است:

قضا ز آسمان چون فروهِشت پَر       همه عاقلان کور گردند و کر (فردوسی)

 

***

در بیت زیر، در واژۀ «اجل» استعارۀ مکنیه وجود دارد:

بخندد اجل، چون تو خنجر برآری          بجنبد جهان، چون تو لشکر برانی (فرخی)

 

***

 

اضافۀ استعاری:

گفتیم که آرایه استعاره زیرساخت تشبیهی دارد که مشبه ­ٌبه آن حذف شده است و مشبه آن ذکر می­ شود. حال اگر یکی از اندام­ ها یا لوازم ­مشبهٌ­ بهی که حذف شده را برای استعاره، مضاف قرار دهیم و آن را به صورت یک ترکیب اضافی بیان کنیم، این ترکیب «اضافۀ استعاری» می­ باشد. به عبارتی دیگر، در ترکیب اضافۀ استعاری، یک اندام، رفتار یا جزئی که مربوط به خود لفظ استعاره نیست، به صورت فرضی و در جایگاه «مضاف» به آن نسبت می­ دهیم و واژه ­ای که استعاره شده در نقش «مضافٌ الیه» قرار می­ گیرد.

بنابراین، در اضافۀ استعاری، مضاف به صورت فرضی و در تصور ما به مضاف­ الیه نسبت داده می­ شود و در عالم واقعیت، مربوط به مضافٌ اِلَیه نیست.

به عنوان مثال: در ترکیب «بالِ اندیشه»، اندیشه در عالم واقعیت بال ندارد، بلکه در تصور ما به صورت پرنده ­ای فرض شده و بال را به آن نسبت داده ­ایم.

نکته ­ای که باید در نظر داشت، این است که در «اضافۀ استعاری»، هیچ گاه انسان در نقش «مضافٌ اِلَیه» نیست؛ اما گاهی یکی از اندام­ ها یا رفتار او، در جایگاه «مضاف» واقع می­ شود. اگر در ترکیب اضافۀ استعاری، مضاف یکی از اندام­ ها یا رفتارهای انسان باشد، گون ه­ای تشخیص نیز ایجاد می­ شود.

مثال:

در این بیت، ترکیب­ های «رُخِ اندیشه» و «زلفِ سخن» اضافۀ استعاری هستند.

کس چو حافظ نگشود از رُخِ اندیشه نقاب     تا سر زلفِ سخن را به قلم شانه زدند (حافظ)




مثال و تحلیل:



 

نکته : اصل استعاره بر تشبیه استوار است و به دلیل اینکه در استعاره فقط یک رکن از تشبیه ذکر می شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می دارد ، لذا استعاره از تشبیه رساتر ، زیباتر و خیال انگیز تر است .

انواع استعاره : با توجه به اینکه در استعاره یکی از طرفین تشبیه ذکر می شود ، آن را بر دو نوع تقسیم کرده اند . ۱- استعاره ی مصرحه ۲- استعاره ی مکنیه

استعاره ی مصرحه ( آشکار ) : آن است که « مشبه به » ذکر و « مشبه » حذف گردد . ( در واقع مشبه به جانشین مشبه می شود . )

مثال ۱ : ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت

توضیح : « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . )

مثال ۲ : صدف وار گوهر شناسان را دهان جز به لؤلؤ نکردند باز

توضیح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذکر شده و سخنان با ارزش « مشبه » که حذف شده است . )

استعاره مکنیه : آن است که « مشبه » به همراه یکی از لوازم و ویژگی « مشبه به » ذکر گردد و خود « مشبه به » حذف شود .

نکته ۱ : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده می شود .

مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین کرد .

توضیح : « مرگ » را به « گرگی » تشبیه کرده است که چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نیاورد و « چنگال » که یکی از لوازم و ویژگی گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است .

نکته۲ : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » اضافه مـی شود که در ایـن صـورت « اضافه ی استعاری » است .

مثال ۱ : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد

توضیح : « روح » را به بدنی تشبیه کرده که « رگ » داشته باشد و « رگ » را که یکی از ویژگی های « مشبه به »است به « روح » اضافه کرده است .

مثال ۲ : مردی صفای صحبت آیینه دیده از روزن شب شوکت دیرینه دیده

اضافه استعاری

توضیح : « شب » را به اطاقی تشبیه کرده که « روزن یا پنجره » داشته باشد و « روزن » را که یکی از ویژگیهای « مشبه به » بود به « شب » اضافه کرده است .

نکته : جمله ای که در آن آرایه استعاره به کار رفته ادبی تر است ، نسبت به جمله ای که دارای آرایه تشبیه است .

نکته : در اضافه ی استعاری « مضاف » در معنی حقیقی خود بکار نمی رود و ما « مضاف الیه » را به چیزی تشبیه می کنیم که دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام که « مضاف » است برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست بلکه یک تصور و فرض است .

مثال : دست روزگار ــــــــــ دست برای روزگار یک تصور و فرض است .

روزن شب ـــــــــــــ روزن یا پنجره ای برای شب یک تصور است و وافعیت ندارد .

نکته ی مهم : در استعاره مکنیه چنانچه مشبه به ، انسان باشد ، به آن « تشخیص » گویند .

تشخیص ( آدم نمایی ، انسان انگاری ، شخصیت بخشی )

نسبت دادن حالات و رفتار آدامی به دیگر پدیده های خلقت است . ( دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیر از انسان )

مثال۱ : برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند .

توضیح : رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است .

مثال۲ : سحر در شاخسار بوستانی چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی

نکته : هر موجودی غیر از انسان در کلام « منادا » قرار گیرد آن کلام دارای تشخیص است .

مثال : ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند

نکته : همانطور که اشاره شد استعاره مکنیه ای که ، مشبه به آن « انسان » باشد ، تشخیص خواهد بود چه به صورت ترکیب اضافی باشد یا غیر اضافی .

مثال : ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن .

۱ ۱ ۲ ۲

توضیح : در مثال فوق دو تشخیص به کار رفته است ،گریه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن .

توجه : ترکیباتی نظیر : دست روزگار ، پای اوهام ، دست اجل ، قهقه ی قشنگ ، حیثیت مرگ ، زبان سوسن ، دهن لاله و … همگی اضافه ی استعاری مکنیه ( تشخیص ) هستند .

نکته : همه ی تشخیص ها استعاره ی مکنیه می باشند ، اما استعاره مکنیه زمانی تشخیص است که « مشبه به » آن انسان باشد .

مثال ۱ : اختر شب در کنار کوهساران ، سر خم می کند .

مثال ۲ : دیده ی عقل مست توچرخه ی چرخ پست تو .

مثال ۳ : به صحرا شدم عشق باریده بود .

توضیح : در مثال(۱) اختر شب به « انسانی » تشبیه شده که سرش را خم می کند اما خود « انسان » مشبه به است ، نیامده است .

در مثال (۲) عقل را به انسانی تشبیه کرده و « دیده» که یکی از ویژگی های انسان است به آن اضافه شده اما در مثال (۳) عشق را به بارانی تشبیه کرده که ببارد .

تذکر : همان طور که گفته شد چون مثال(۱) و (۲) « مشبه به» آن ها انسان بوده دارای استعاره مکنیه و تشخیص است اما در مثال (۳) « مشبه به » باران است ، لذا فقط استعاره ی مکنیه داریم .

اضافه ی اقترانی

با توجه به این که اضافه ی اقترانی شباهت زیادی به اضافه ی استعاری دارد ، برای شناخت این دو نوع استعاره از یکدیگر ، اضافه اقترانی را توضیح می دهیم :

اضافه ی اقترانی : آن است که وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یک واقعیت باشد . برعکس اضافه ی استعاری که وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست .

مثال : حسین دست دوستی به من داد .

توضیح : دست را به قصد دوستی به من داد که « دست » برای نشان دادن دوستی یک واقعیت است .

نکته : برای تشخیص آسان اضافه اقترانی از اضافه ی استعاری ، می توان از دو شیوه استفاده کرد:

۱- کافی است که بدانید در اضافه ی اقترانی ، مضاف الیه عملی است که مضاف انجام می دهد.

مثال۱: پروردگارا ! روا مدار که به حریم اجتماع پای تعدی و تجاوز بگذارند.

مثال۲: پروردگارا ! مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید.

توضیح: در مثال اول تعدی و تجاوز عملی است که « پا » انجام می دهد ؛ولی در مثال دوم، چنین رابطه ای برقرار نیست بلکه« وجود » را به لباسی تشبیه کرده ایم که دامن داشته است.

۲- بین دو جزء اضافه ی اقترانی ( مضاف و مضاف الیه ) می توان عبارت « از روی » را قرار دادو یک جمله ساخت.

مثال : در اضافه ی « دست ارادت » — دست را از روی ارادت دراز کرد .

توجه: ترکیباتی نظیر : دست محبت، پای ارادت، چشم احترام ، دیده ی محبت ، گوش توجه ، چشم اعتنا ، پای بطلان ، قلم عفو و … اضافه ی اقترانی می باشند که بین همه ی این ترکیبات اضافی ، می توان « از روی » را قرار داد .

مجاز

مجاز به کار بردن واژه ای است در غیر معنی حقیقی به شرط وجود قرینه .

قرینه در مجاز: نشانه است که به کمک آن می توان معنی غیر حقیقی کلمه ای را فهمید.

مثال۱ : ایران در بازی های آسیایی شرکت می کند.

توضیح : کلمه ی « ایران » مجاز از یک تیم ورزشی از ایران است و « شرکت در بازی » قرینه است که به ما کمک می کند تا بفهمیم که منظور از کلمه ایران کشور ایران نیست .

مثال ۲: سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق

توضیح :کلمه ی سینه مجاز از انسان عاشق است .

نکته: از آنجا که در استعاره لفظ در معنای حقیقی خود به کار نمی رود ، لذا هر استعاره ای نوعی مجاز است .پس هر مجازی استعاره نیست اما همه ی استعاره ها مجاز است




 

در کدام بیت همه آرایه های « استعاره ، تشخیص ، تشبیه ، حس آمیزی » وجود دارد؟( سراسری تجربی 92)

1) نسیم نا امیدی بد ورق گرداندی دارد*** در ایام برومندی درِ بستان سرا بگشا

2) ندارد بی قراری حاصلی غیر از پریشانی *** میان خویش را چون موج در بحر بلا بگشا

3) ز رقص مرغ بسمبل این نوا در گووش می آید *** که ساحل چون شود نزدیک بازو شنا بگشای

4) سزای توست چون گریه گل گریه تلخ پشیمانی *** که گفتا ای غنچه غافل دهن پیش صبا بگشا

جواب گزینه 4 است


 

۱-در کدام گزینه آرایه ی استعاره، بیشتر به کار رفته است؟

 1)به جز بازوی دین و شیر خدا                      که شد طالب رزم آن اژدها

 2)شمس و قمرم آمد، سَمع و بَصرم آمد         و آن سیم بَرَم آمد، و آن کانِ زَرم آمد

 3)فلک باخت از سَهم آن جنگ رنگ               بود سهمگین جنگ شیر و پلنگ

 4)هزاران نرگس از چرخ جهان گرد                  فرو شد تا بر آمد یک گل زرد    

۲-در کدام گزینه آرایه ی تشخیص وجود ندارد؟

 1)خلنگ های خشک از دست باد رانده می شدند.

 2)در آفاق گشاده است ولیکن بسته است.

 3)پرید از رخ کفر در هند رنگ

 4)درختان کهن به جان یکدیگر افتاده بودند

۳-در کدام گزینه، استعاره وجود دارد؟

 1)اشکِ حسرت            2)دستِ گدایی             3)انگشتِ تعجب            4)چشم دل


اگر کتابی خواستید که بتوان با آن بهتر این نوع آرایه ها را شناخت کتاب : کتاب آرایه های ادبی نوشته جناب آقای سید رضا حسینی و کتاب آرایه های ادبی جامع کنکور سری مینی میکرو طلایی نظام جدید گزینه های مناسبی هستند 


شاعرانی که از این آرایه زیاد استفاده کردند : امین پور و حافظ




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.