بررسي نقش رسانه در فرايند پرورش كودكان به عنوان مخاطبين بالقوه و بالفعل رسانه

كودك، رسانه و ارتباط متقابل

نقش رسانه در فرايند پرورش كودكان



۲۱ بهمن ۱۳۹۸ / ۱۲:۴۰:۵۵
۹۳
۰


رسانه­ ها آثار قابل توجه ی بر مخاطبان خود دارند و کودکان در معرض تأثیرات منفی بیشتری هستند.

در اين نوشته سعي شده است به مقوله كودك و رسانه پرداخته شود و وجوه ارتباط و نقاط برخورد اين دو موضوع مورد بررسي قرار گيرد. در نظريه كودك محور در مقابل رسانه محور، آنچه برداشت مي شود، اين است كه اين دو موضوع تقابل دارند و به منزله صفر و يك يا سياه و سفيد در نظر گرفته شده اند؛ در حالي كه بر اساس پژوهشهاي مكرر و متعدد انجام شده در اين حوزه، به صراحت بيان شده است كه اين دو موضوع نمي تواندحالت صفر و يك داشته باشد، بلكه بيشتر دو سر طيف است كه در فاصله اين دو سرطيف، عوامل و مسائلي هستند كه ميتوانند ارتباط بين دو سر را به هم پيوند دهند.البته تأثير هر طرف بر ديگري به عوامل و عناصر درون طيف و نحوه چيدمان آنها وابسته است. در اين مقوله رسانه به طور عام بررسي شده و همه قالبهاي آن مد نظر بوده است. همان طور كه ذكر شد، عناصر داخل اين طيف كه حالت ارتجاعي نيز دارد، مي تواند شامل مواردي شود مانند: انواع و اقسام رسانه، كاركردهاي رسانه، مفاهيم حوزه رسانه، نگرشها به رسانه، انتظارات از رسانه، متوليان و صاحبان رسانه و اهداف ايجاد رسانه، توليد، توزيع و به -كارگيري رسانه، عكس العملهاي مخاطب، محيط رسانه، محيط كاربر و مخاطب، عناصر فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ... اين عناصر مي توانند قوت و شدت اثر هريك از
دو طرف طيف را بر ديگري افزايش يا كاهش دهند.
در اين ميان لازم است ابتدا هريك از عناصر موجود در اين طيف بازشناسي شده و ميزان اثر هريك از آنها بر روابط حاكم بر طيف تعيين شود. در پايان راهكارهايي براي بهبود آثار مثبت هريك بر ديگري بيان خواهد شد.

رسانه عموما، از همان ابتدا كه عموميت يافت، كاركرد آموزشي خود را نيز به نمايش گذاشت. از انتقال تجربه و آموزشهاي عمومي گرفته تا بالاترين سطح آموزشي و علمي كه در عصر حاضر با مقوله رسانه هاي آموزشي روبرو هستيم. در اين حوزه رسانههابه طور خاص رويكرد آموزشي داشته و مي كوشند مفاهيم علمي و كاربردي را به منظور ارتقاء سطح دانش، مهارت، بينش و نگرش مخاطب به ويژه كودكان انتقال دهند. از سال-هاي پيشين كه مجلات علمي آموزشي و كتابهاي درسي به عنوان شاخص ترين اين نوع رسانه ها بود، تا عصر حاضر كه رسانه هاي تركيبي، آموزشي از رايج ترين محصولات رسانه اي براي كودكان محسوب مي شود.

شبكه هاي تلويزيوني آموزشي، شبكه هاي مستند علمي، شبكه هاي خبري علمي وآموزشي، سي دي و دي وي ديهاي آموزشي و علمي، مجلات علمي آموزشي و كتاب -هاي آموزشي و علمي، در شمار بارزترين مصاديق اين حوزه هستند. تمام اين مصاديق تلاش مي كنند كه آثار مثبت آموزشي براي مخاطب به دنبال داشته باشند. لذا ميزان اثر بخشي هر يك از اين رسانهها، به عوامل متعددي، از جمله ميزان توجه به ذائقه و ويژگي -
هاي كودكان وابسته است. هرچه اين توجه بيشتر باشد، كشش، جذابيت و نهايتا اثربخشي آن بيشتر خواهد بود. گاهي شرايط زماني استفاده از رسانه نيز در كاهش يا افزايش آثار رسانه، نقشي مهم مي يابد.

تأثير رسانههاي جمعي مؤثر بر رفتارهاي مرتبط با سلامت كودكان و نوجوانان، به مراتب گسترده و به طور بالقوه زيانبار شناسايي شده است. خيلي از افراد هنوز به حد بلوغ كافي نرسيدهاند تا واقعيت را از خيال تشخيص دهند، به ويژه هنگامي كه برنامه ها و محتواي رسانه به عنوان الگوي "زندگي واقعي " ارائه مي شود. براي سلامت فكري كودكان بسيار مهم است كه چه كساني فكر آنها را به درستي رشد و توسعه مي دهند، تا آنها بتوانند توهم و خيال را از واقعيت تشخيص دهند.

نتايج بررسيهاي بيش از دو دهه از دانشمندان نشان مي دهد كه بين برنامه هاي مشاهده شده در تلويزيون و رفتارهاي پرخاشگرانه كودكان، ارتباط مستقيم وجود دارد.
علاوه بر اين تحقيقات نشان مي دهد كه كودكان مستعد پرخاشگري، براي رسيدن به اهداف خود، از رفتارهاي ضد اجتماعي در تلويزيون، ويدئو و رسانه هاي بصري و نمايش الگو ميگيرند. تماشاي يك فيلم كارتوني براي كودك مستعد پرخاشگري، وي را وادار به عكس العملهاي مشابه در دنياي واقعي ميكند. لذا افراد مستعد پرخاشگري مراقبتهاي ويژه اي را ميطلبد و بايد برنامه هاي ويژه اي براي تماشاي تلويزيون براي آن ها در نظر گرفته شود

رسانه ها آثار محسوس و قابل توجهي بر مخاطبان خود دارند و كودكان در اين بين در معرض تهديدات و تأثيرات منفي بيشتري هستند. رسانه هاي ديداري و شنيداري به مراتب بيشتر از ديگر رسانه مي تواند اثرگذار باشد. اينترنت با ويژگي هاي خاص خود توانسته جمع تمام ويژگيهاي رسانه هاي ديگر را در خود داشته باشد و از طرفي كشش بيشتري در بين مخاطبان به ويژه كودكان و نوجوانان ايجاد كرده است. به همين دليل مي تواند علي رغم فرصتهاي بالقوهاي كه دارد، تهديد جدي عصر حاضر براي كودكان و نوجوانان باشد. تأثير رسانهها و تهديدات آنها براي كودكان، يك مسئله جهاني شده است و براي حلّ آن و كاهش آثار منفي رسانه ها تمهيدات جهاني انديشيده شده است. كميته حقوق كودكان در اين راستا برنامههاي پيشگيرانه و كنترلي جهاني طراحي كرده و از همه كشورها خواسته است كه براي تحقق و اجراي آن بكوشند. نتيجه بررسيها نيز نشان داد كه مديريت رسانه ها در حوزه كودك و كاهش آثار منفي آن نيازمند اراده عمومي است و لازم است كه همه نهادهاي متولي در سطح محلي، ملي و بين المللي در اين زمينه همگام شوند. خانواده مهمترين نقش را در اين زمينه مي تواند داشته باشد. توسعه سواد رسانه اي و فراگير نمودن آن در بين والدين و به ويژه مخاطبان جامعه هدف، مي تواند در كاهش آثار منفي آن نقش موثري داشته باشد. تبديل تهديدات اين قبيل رسانه به فرصت و بهره جستن از آن براي توسعه فرهنگ عمومي و دانش فردي و اجتماعي نيز، از ديگر عوامل مؤثر بر كاهش خطرات وتهديدات رسانهها مي تواند باشد.



نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.