تفکر در دانش آموزان


۰۶ اسفند ۱۳۹۵ / ۰۵:۱۹:۳۹
۱۷۲
۱

نقش تفکر در موفقیت دانش آموزان


دانش آموزان هرگز نمی توانند از تفکر بهتری برخوردار باشند مگر آنکه در فعالیت‌های که سبب پرورش چنین تفکری می شود شرکت داد شوند . مثلا اگر دانش آموز در تصمیم گیریها شرکت داده نشود، در زندگی نیز قادر به تصمیم گیری معقول و منطقی نخواهند بود. با وجود این که اهمیت تفکر منطقی برای کسی بوشیده نیست . اما عملا مکاتب چنین فرصتهایی را برای متعلمین ایجاد نمی کنند. دروس مکاتب معمولا به گونه‌ای ارایه می شوند که هیچ فرصتی برای کار خلاق باقی نمی گذارد و دروس مانند هنر و انشا نیز که امکان بروز خلاقیت وجود دارد عملا در مکاتب از جایگاه واقعی برخودار نیستند.با توجه به این، چگونه می توان از متعلمین انتظار داشت که صاحب تفکر خلاق شوند و در پرورش تفکر خلاق باید به چیزی بیش از کار و فعالیت مکاتب دل بست.
 در این جا لازم است تعریفی از ( تفکر بهتر ) برای تان ارایه دهیم. که اصولا به چه فکری، تفکر بهتر می گوییم . معیار ما تفکری است که ویژگیهای زیر را داشته باشد:
1- امکانات بیشتری را مورد توجه قرار دهد؛
2- به کشف عمیق تر و وسیعتر توجه کند؛
3- قصاوت دقیقتر را تمرین کند؛
4- اطلاعات بیشتری را جمع آوری کند؛
5- فعالیتی هدفدار را طرح ریزی و پی گیری کند.
 ویژگی های فوق می تواند به عنوان اصول مهم در فرایند تفکر بهتر باشد. اگر می خواهیم که متعلم از تفکر بهتر برخودار باشد باید آنها را در فعالیت های شرکت دهیم که فرایند کاری آن فعالیت ، تفکر بهتری را می طلبد.
 یکی از راه های موثر در پرورش تفکر بهتر طرح سوالاتی است که سبب تفکر بهتری متعلم می شود. در حال حاضر معلمان علاقمند از این روش در آموزش استفاده می کنند و سوالاتی برای متعلمین خود طرح می کنند ویا با کارخانگی موضوعاتی را نظر به معلومات شان انتخاب می نمایند. این سه نکته یعنی طرح سوال – تعیین تکلیف شب مناسب و چگونگی راهبردهای یاددهی و یادگیری در صنف درس سه نکته مهم برای پرورش قوه فکری متعلمین است.
 همان طوری که گفته شدٰ برخی از معلمین تا حدودی می کوشند. اما می دانیم که با یک گل و حتی چند گل بهار نمی‌شود.تحقیقات نشان می دهد که آموخته های متعلمین در حد پایینترین سطح است. به عباره دیگر بیشترین توجه به دانستن دروس معطوف شده است و متعلم به ندرت فرصت تفکر پیدا می کند. نکته دیگری که فرصت بسیار محدودی برای پاسخ به سوالات داده می شود. هنوز متعلم پاسخ خود را کامل نکرده ، معلم متوجه متعلم دیگر می شود ویا خود جواب را می گوید. تکلیف شب بدون توجه به ظرفیت بدنی متعلم برایش معین می شود و بد تر از آن به بهانه و یا علت ضیق بودن وقت تکلیف تعیین شده در روز بعد هم مورد توجه و بازبینی قرار نمی گیرد. در نتیجه نوعی بی توجهی به کار خانگی و لاابالی گری در او نیز پرورش می دهد. و همه این ها به بهانه تنگی وقت درسی انجام می شود . تحقیقات نشان میدهد اگر در صنف فرصت پاسخ داده شود او بیشتر عمیق تر می شود و پاسخ های متفکرانه می دهد و برای همه متعلمین تاثیر مطلوبی می گذارد. همین طور تکالیف باید در جهت پروش بهتر قوای فکری و ذهنی متعلم ارایه شود نه این که فقط تعیین تکلیف بدون محتوا و رونویسی بدون فکر و دقت باشد.
 بلاخره باید گفت بهترین و مطلوبترین چیزی که در صنف اتفاق افتد غالبا به وقوع نمی پیوندد البته این به معنای این نیست که تدریس خوب در صنف درسی روخ نمی دهد بلکه بحث این است که خواسته های ما فزونی یافته است. آنچه که برای دهه های گذشته مناسب بوده دیگر برای این زمان مناسب نیست.ما چیزی بهتر می خواهیم و متعلمین ما تجربیات بهتر و عمیق تر را طلب می کنند.
 در انتها این پرسش را مطرح می کنم که آیا شاهدی وجود دارد که نشان دهد با آموزش می توان قدرت تفکر منطقی متعلمین را پرورش داد ؟پاسخ این است : بلی راه های گوناگونی برای پرورش قدرت تفکر وجود دارد و یکی از راه های موثر در پرورش استفاده از روش هایی است که برای پرورش قدرت فکری بهتر طراحی شده اند.
 ارزش های مختلف نشان می دهد که با استفاده از روش ذکر شده ، مهارت های متعلمین دلیل و برهان آوردن ، حل مسایل ریاضی ، تفکر خلاق و تفسیر منطقی آنان به مراتب افزایش یافته است.

 




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.