۲۸ دی ۱۳۹۸ / ۱۳:۱۸:۰۰


خيلي باحال

غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده. یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می خری؟
غضنفر می گه: آخه من هرچی اینا رو پرت می کنم نمیخوره به سوسکها!

 

حیف نون یه ۱۰۰۰۰تومانی پیدا می کنه که وسطش سوراخ بوده... می گه: ای بابا! اینم از شانس من وسطش گوشه نداره!

مادر: علی بیا اسفناج بخور آهن دارد.
علی: آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!

 

حیف نون آشغال میره تو چشماش سر ساعت 9 می نشینه دم در!

 

طرف با خدا قهر میکنه صبح میگه به امید بعضیا

 

سه نفر مي خواستند چاي ليپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه مي داره و ليپتون را تو فنجان تكان مي ده، دومی ليپتون را نگه مي داره و فنجان را تكان مي ده، سومی ليپتون را به دور فنجان مي ماله!

 

ترکه یه روز سرد زمستون می بینه که یه اسب از

 دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه

 جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!

 

لره سیدی می خره می بینه وسطش سوراخه میندازتش تو سطل آشغال  .

 

لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم

 

به يه لره ميگن خسته نباشي

ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري



نمایش دیدگاه‌های بیشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.