شب هشتم :

مقتل حضرت علی اکبر(ع)

براساس نقل شیخ مفید


۰۶ شهریور ۱۳۹۹ / ۰۹:۲۳:۲۸
۶۲۲


پس اصحابش همچنان یکی یکی به نبرد بر می خواستند و کشته می شدند تا جایی که برای حسین علیه السلام به جز اهل بیتش نماندند. سپس على بن الحسين به میدان نبرد آمد. 

مادرش ليلى دختر ابى قرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود و او از زيباترين مردم آن زمان بود و در آن روز نوزده سال داشت. پس او حمله می کرد و مي گفت: منم على فرزند حسين بن على، به خانه خدا سوگند ما سزاوارتر به پيغمبر هستيم. به خدا سوگند پسر زنا زاده بر ما حكومت نخواهد كرد، با شمشير شما را مي زنم و از پدر خويش دفاع مي كنم. شمشير مي زنم! شمشير زدن جوانى هاشمى و قرشى.

او چندین بار چنين حمله کرد، مردم كوفه از كشتن او خوددارى مي كردند، مُرَّةُ بن مُنْقِذ عبدى گفت: گناه عرب به گردن من باشد اگر اين جوان بر من بگذرد و این چنين حمله کند و من داغ مرگش را بر دل پدرش نگذارم، پس همچنان كه حمله می کرد، مرة بن منقذ سر راه او را گرفت و با نيزه او را زد. آن جناب به زمين افتاده، و آن مردم بی شرم دور او را گرفته، او را احاطه کردند و با شمشيرهاى خود تکه تکه‌‏اش كردند، امام حسين علیه السلام آمد تا بر بالای سر جوان ايستاده فرمود: اى پسرم خدا بكشد مردمى كه تو را كشتنند. چه بسیار اين مردم بر خدا و بر دريدن حرمت رسول خدا بی باک شده اند و اشك از ديدگان مبارکش سرازير شد، سپس فرمود: پس از تو خاك بر سر دنيا. در اين حال زينب کبری خواهر امام حسین علیه السلام از خيمه بيرون دويده فرياد مي زد: اى برادرم و اى فرزند برادرم. و با سرعت آمد تا خود را به روى آن جوان انداخت، امام حسین علیه السلام خواهر را بلند كرده او را به خيمه بازگرداند، و به جوانان خود فرياد زد: برادرتان را برداريد، پس جوانان آمده او را برداشتند و جلوى خيمه ای كه مقابل آن می جنگیدند بر زمين نهادند.




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.