با من همراه باشید

حاج احمد متوسلیان

حتما ببینید


۲۱ دی ۱۴۰۰ / ۲۰:۲۸:۲۸
۳۱۸


موضوع تحقیق : حاج احمد متوسلیان نام محقق : مهدی قاسمی نام استاد : جناب آقای ملایی چرایی انتخاب این موضوع : علاقه داشتن به ایشان

1- معرفی حاج احمد متوسلیان 

احمد در ۱۵ فروردین ۱۳۳۲ از والدین یزدی ، در محله مولوی در تهران متولد شد. با پیروزی انقلاب اسلامی ، تحصیلات خود را در دانشگاه علم و صنعت رها کرد و به سپاه پاسداران پیوست . و در زمستان سال ۱۳۵۸ ، به درخواست (محمد بروجردی) عازم کردستان شد و پس از شرکت در آزاد سازی چندین شهر ، فرماندهی سپاه ناحیه شهرستان (مریوان) به او محول گردید. احمد دو سال بعد ، در زمستان ۱۳۶۰، مامور به تاسیس (تیپ ۲۷ محمد رسول الله {ص}) گردید و از جبهه غرب به جبهه جنوب عازم شد. او از اواخر اسفند ۱۳۶۰ تا خرداد ۱۳۶۱ ، فرماندهی اصلی ترین یگان پیاده (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) را بر عهده داشت. پس از آزادی خرمشهر، بخشی از تیپ ۲۷ محمد رسول الله {ص}مامور شد ، برای کمک رسانی به ملت مظلوم لبنان ، عازم به سوریه شود. به این ترتیب ، احمد متوسلیان به میعادگاه خود با همرزمان شهیدش پای گذاشت و شد آنچه شد...

اطلاعات جدید درباره سرنوشت حاج احمد متوسلیان - قدس آنلاین | پایگاه خبری -  تحلیلی

2- فعالیت های سیاسی

همزمان با پایان امتحانات کلاس سوم دبستان ، لایحه کاپیتالاسیون به تصویب مجلس شاه رسید. امام خمینی (ره) نسبت به تصویب این لایحه واکنش نشان داد. مردم هم به خیابان‌ها ریختند و در اعتراض به این لایحه ، تظاهرات کردند. مزدوران شاه مردم را به گلوله بستند. به این ترتیب احمد با نام امام خمینی (ره) آشنا شد.

بعد از پایان دبستان ،  در کلاسهای شبانه هنرستان اخباریون ثبت نام کرد.  در سال ۱۳۵۱ و پس از پایان تحصیلات در رشته برق ،  در شرکتی خصوصی مشغول به کار شد.  او همچنان به فعالیت مخفیانه ادامه داد و با نحوه مبارزه مسلحانه هم آشنا شد.  بعد از دو سال کار و فعالیت شبانه روزی ،  به خدمت سربازی اعزام شد.  پس از پایان دوره آموزشی ،  با درجه گروهبان دومی و رسته فرماندهی به سر پل ذهاب -  یکی از شهر های مرزی استان کرمانشاه -  اعزام شد. خدمت سربازی اش هم با فعالیت مخفیانه ادامه یافت و پس از آن به تهران بازگشت.  در این زمان تصمیم خود را گرفت و در اوایل سال ۱۳۵۷ به بهانه ماموریت ،  به شهرستان خرم آباد هزینه کرد تا در آنجا به فعالیت مخفیانه ادامه بدهد.  مامور شهربانی خرم آباد متوجه حضور احمد و فعالیتش علیه رژیم شاه شدند.  در روز پانزدهم شهریور ۱۳۵۷ در حالی که مشغول تکثیر اعلامیه علیه رژیم ،  دستگیرش کردند.  و دو تن از دوستانش تحویل ساواک شدند.  احمد می دانست که دوستانش متاهل و دارای زن و بچه هستند.  مسئولیت کارها را به عهده گرفت تا جرم دوستان سبک تر شود.  به این ترتیب ،  مرد داستان ما به زندان افتاد و خود را آماده پذیرایی از شکل شکنجه های ساواک کرد.  پس از تحمل دو ماه شکنجه وعذاب ،  دست به اعتصاب غذا زد . ماموران به ناچار ،  اورا به بند عمومی زندان منتقل کردند.  با گسترش دامنه اعتراضات مردم علیه رژیم دولت نظامی ازهاری زندانیان سیاسی را آزاد کرد.  به این ترتیب احمد هم در هفتم آذر ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و به آغوش خانواده بازگشت

شهیدانه❤️ - عکس ویسگون

3- آمریکا و حمله به ایران

وقتی خبرنگار در ارتباط با احتمال حمله آمریکا به ایران از حاجی سوال کرد ،  حاجی گفت : (خیلی بعید است،  چرا که حمله ای  از طریق عراق به ایران کردند،  تلخ آن را کشیدند و این امر طبیعی است که خود آمریکا هرگز به صورت عیان وارد کار نمی شود  و نخواهد شد. کشورهای منطقه نیز قدرت این را ندارند.  اسرائیل هم اگر فقط از طریق هوایی بخواهد کاری کن، او هم قادر نیست که به صورت موثر کاری انجام دهد.)

مشخصات، قیمت و خرید تابلو شاسی طرح جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان 01 |  دیجی‌کالا

4- بگویید یک بسیجی است

بر اثر انفجار گلوله توپ در کنارش،  به سختی از قسمت زانو و سفیدی ران پای راست مجروح شد.  هرچی نیروها اصرار کردند که برای مداوا به اهواز منتقل شود نپذیرفت و به ناچار به اورژانس پشت خط منتقل شد.  حاج احمد به بچه هایی که همراهی می کردند گفته بود به هیچ وجه حق ندارید در اورژانس بگویید این فرمانده است.  بگویید یک بسیجی است.  بچه ها هم که می‌دانستند حاجی به خاطر مسائل امنیتی می گویند،  پذیرفتند.  هنگامی هم که دکتر خواست بیهوشش کند،  سرسختی عجیبی اجازه نداد مبادا که در حالت بیهوشی حرفی درباره مسائل محرمانه نظامی از دهانش خارج شود که به عملیات ضربه بخورد.  ران پایش را شکافتند تا ترکش را خارج کنند دیگر سیاهی چشم های حاجی دیده نمی شود،  به شدت می لرزید و درد غیر قابل وصفی می‌کشید اما تحمل می‌کرد

مستند فرماندهان- حاج احمد متوسلیان - رسانه خبری، علمی و فرهنگی رزمندگان |  رسانه خبری، علمی و فرهنگی رزمندگان

5- سفر بی بازگشت

با توجه به فرمان امام مبنی بر بازگشت نیروها از سوریه به ایران،  عده زیادی از نیروها برگشتند و تعداد کمی آنجا ماندند تا تکلیف نهایی مشخص شود.  مقارن با همین ایام،  خبر رسید که فالانژها،  سفارت جمهوری اسلامی را در بیروت محاصره کرده‌اند.  آقای(( سید محسن موسوی)) کاردار سفارت ایران در لبنان روز ۱۴ تیر ۱۳۶۱ به محل استقرار(( قوای محمد)) در(( پادگان زبدانی)) آمد و خواست تا با فرمانده این نیرو ها صحبت کند.  موسوی تقریبا اتفاقات را ریز به ریز برای هادی تعریف کرد و حاج احمد آماده رفتن شد.  بچه ها به دور او حلقه زده بودند و درخواست پشت در خواست که حاجی ما به این مسئله رسیدگی کنیم و ما برویم، حاج احمد با لبخندی ملایم گل:(( نه برادرها، خودم باید بروم شماها آماده باشید که هر چه زودتر به تهران بروید و خود را برای آن جا آماده کنید.)) به هرحال حاج احمد به همراه سید محسن موسوی سفارت جمهوری اسلامی در لبنان و(( کاظم اخوان)) و(( تغییر رستگار مقدم)) با ماشین پلاک سیاسی سفارت و اکیپ‌های حفاظت دیپلماتیک ژاندارمری لبنان عازم بیروت شدند.  منطقه ای در حدود ۲۰ کیلومتری(( بیروت)) وجود دارد به نام(( بار باره))  این ها توسط(( فلانژیست ها)) در آن منطقه نگه داشته شده و در آن پست بازرسی در((بارباره)) شبه‌ نظامی فلانژیست ها به ریاست((ایلی حبیقه))  سواری سیاسی سفارت را نگه داشته‌اند و ما {کماکان از سرگذشت شان بی اطلاعیم}

حلقه های صالحین حاج احمد متوسلیان

 

منابع: کتاب احمد متوسلیان ، انتشارات یازهرا (س) - کتاب فرمانده جدید ، انتشارات سوره مهر - کتاب جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان ، انتشارات حدیث نینوا

برچسب‌های این مطلب:

#شهدا #حاج احمد متوسلیان




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.