با همه ايمانت بيا

برای با من بودن


۰۵ دی ۱۳۹۶ / ۰۸:۳۰:۱۲
۴۱۱


در آغوش  دوست

 

يه چادر بلند برپا كرده بودند به قولی كارنوال شادی برگزار كرده بودند آهنگ شاد سيرك ها رو گذاشته بودند وانواع نورهای متحرك رنگی، يكی با لباس دلقك های سيرك همش داد میزد بشتابيد شبی بياد ماندنی، دكه های اغذيه مختلف، حسابی وسوسمون كرده بود بريم داخل مخصوصا كه اين دوست مون هم رفته بود وهی تعريف ميكرد، ميگفت بخاطر نمايش بند بازش سه بار اومده .

اونقدر كه از بودن سعيد تعجب كردم از بودن خودم متعجب نشدم، آخه سعيد تو جمع مون ازهمه منطقی تروعاقل تر بود فكر كنم خودشم فهميده بود چي شده  كه يكمرتبه نگاهی معنی دار به من كرد گفت :خب مگه چی ؟ منم  دل دارم .

خلاصه به خودمون كه اومديم رديف دوم سمت راست جلوی جلو روصندلی سه نفری نشسته بوديم، آكتور اصلی وارد شد روی يك چهار پايه بلند شايد ده متری بود يك دستمال كه بسته بود به چشمش ويك چرخ دستی شبيه فرقون كه چرخش روی بند بود، تنها ابزارهاش بودن تا بره از روی طناب اون طرف روی چهار پايه ديگه، داستان از اين جا شروع شد كه  تازه دنبال يه داوطلب میگشت كه بشينه تو چرخ

رفيق ما مدام می‌گفت: اين كارش حرف نداره عاليه با چشم بسته ميره اون طرف من قبولش دارم

گفتم :مطمئنی، چقدر بهش ايمان داری

گفت :خيلی سه بارجلوی خودم  اين كار رو كرده

كه سعيد طبق معمول تير خلاص و زد وگفت :آنقدر بهش ايمان داری كه بشينی تو چرخ دستی شو اون هم با چشم بسته  بره اون طرف .......

                                       چند روزه تو فكرم، آنقدر بهش ايمان داری كه ........

                                                                       با چشم بسته، قبول داری خودت رو بسپاری بهش، با همه ايمانت بيا

                         ايمان يعنی برای همه چی، همه جا و همه زمانها قبولش دارم، نه نداره، ولی كارش حرف نداره.

برچسب‌های این مطلب:

دین و آيين


نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.