سلام

معرفی کتاب دوتا خفن خفن تر می شوند


۲۸ آبان ۱۳۹۹ / ۰۹:۰۱:۴۶
۸۹


سلام میخواهم کتاب دو تا خفن خفن تر میشوند صحبت کنم

معرفی دوتا خفن خفن تر می شوند (کتاب دوم) اثر مک بارنت

مایلز و نیلز خفن و حقه باز، هر کدوم به تنهایی انقدر شیطون بودند که بتونند یه کلاس رو به هم بریزند اما حالا که با هم دست به یکی کردن و یه تیم شدند، خفن تر هم میشن و اینجوری میشه که هر روز کل مدرسه رو روی سرشون میذارن و باعث خنده های همکلاسی هاشون و البته کلافگی مدیرشون، آقای بارکین میشن. اونا حالا برای آقای بارکین تبدیل به کابوسی شدن که تا اسمشونو میشنوه دوست داره همون چهار تا شوید مویی هم که روی سرش داره و هر روز صبح از این طرف کله به اون طرف کله قرض میده، بکنه. تا اینکه اتفاقی توی مدرسه می افته و کسی وارد ماجرا میشه که ورق رو برمیگردونه و قدرت حقه بازی مایلز و نیلز رو به چالش میکشه و قراره بهشون نشون بده یه من ماست چقدر کره داره! دیگه از حال و حول و عشق و صفا خبری نیست. قهقهه های بچه ها از کارای مایلز و نیلز و تعطیلی کلاسها و زنگ تفریح های پردردسر، همه دود شد رفت هوا. این یارو جدیده مو رو از ماست میکشه بیرون! اما زرشک! چیزی که نتونه تورو بکشه، قوی ترت میکنه! مایلز و نیلز کسایی نیستن که زیر بار این چیزا برن. اونا به هر دری میزننن که یه بار دیگه ثابت کنن قدرت دست کیه!

هشدار مهم: احتمالا مجبور میشین وسط این ماجراها به فکّ خودتون استراحت بدین که از خنده درد نگیره و روده بر نشین!

 

کتاب"دو تا خفن، خفن تر میشوند"، کتاب دوم از سری کتابهای"دو تا خفن" است که توسط مک بارنت و جوری جان، نویسندگانی که پرفروشترین کتابهای کودک و نوجوان را در کارنامه خود دارند، نوشته شده. آنها در این کتاب، بار دیگر ثابت میکنند که حقه در دست افراد فاقد قدرت، ابزاری برای عدالت و، البته ناگفته نماند، خنده نیز بکار میرود. در این داستان شاهد آن خواهیم بود که دوستی، کار گروهی و استفاده از خلاقیت همه اعضای گروه چقدر نتیجه بخش است.

قسمت هایی از دوتا خفن خفن تر می شوند (کتاب دوم) (لذت متن)

 مایلز پرسید: « مطمئنی نمی خوای؟ » « آره. » نایلز، یه گیره ی لباس از تو جیبش درآورد و بست رو دماغش. یه کم قیافه شو کج کرد، چون درد داشت ( ۳) . مایلز گفت: « ماسک گاز خیلی راحت تره ها! » نایلز گفت: « باشه. » « تازه، قیافه ی آدمم باحال می شه. » نایلز نگاهی به مایلز انداخت. گفت: « شاید. » مایلز و نایلز اسکیت بورداشونو گذاشتن رو پیاده رو. ( جفت اسکیت بوردا مال مایلز بود؛ امروز صبح با یکیشون اومده بود پارکینگ رستوران دنی. نایلز هم اون یکی رو آورده بود. خوب بلد نبود تعادلشو حفظ کنه. ) دستکشای لاستیکی رو دستشون کردن. کردن. قلم موهاشونو درآوردن. بعد، مایلز دست برد تو کوله ش و مهم ترین چیزی که واسه خرابکاری امروز صبح لازم داشتن رو کشید بیرون؛ یه چیزی که اون قدر مهم بود که نمی شد اسمشو تو فهرست نوشت، چون ممکن بود فهرست بیفته دست غریبه و مجبور بشن کلی سوال و جواب پس بدن، لو برن یا هزار تا احتمال دیگه، یا حتی شایدم اخراج بشن. اصلا کل عملیات سر همین وسیله بود: یه تیکه پنیر که محکم تو پلاستیک پیچیده شده بود. گاوای یاونی ولی، چمنای یاونی ولی رو می خوردن، چمنایی که توی تپه های یاونی ولی درمیومد؛ از گاوای یاونی ولی شیر یاونی ولی می گرفتن؛ یه مقداری از شیرای یاونی ولی تبدیل می شد به پنیر یاونی ولی که فروخته می شد به مشتری های لبنیات فروشی یاونی ولی. این لبنیاتی، بیست و هفت مدل مختلف پنیر می فروخت، مثل: اگه شمرد ین، حتما فهمیدین که اینا فقط ۲۶ مدل پنیرن؛ اما شاید دلتون بخواد بدونین که یاونی ولی یکی از چهار شهر خارج از آلمانه که پنیر لیمبرگر درست می کنه. مایلز مرفی امروز صبح همین پنیرو خریده بود. این پنیر، معروف به اینه که بوی پا می ده. 

 

منابع و مآخذ:

برچسب‌های این مطلب:

رویداد عمومی معرفی معرفی کتاب


نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.