دوباره دلتنگی....

بازگشت از سرزمین های عشق


۰۸ اسفند ۱۳۹۶ / ۱۵:۱۹:۳۲
۱۰۰۷


بازگشت از سرزمین های نور و فقط به جا ماندن خاطره...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هنوز تصویر خاکریزهای طلائیه جلویه چشامه

هنوز بوی خاک مقدس فتح المبین رو احساس میکنم

هنوز شیرینی ساعت ها خستگی برای زیارت یک یادمان رو لمس میکنم

و هنوز صدای به هم خوردن پرچم های شلمچه توی گوشمه...

زمانی که به مناطق عملیاتی نرفتی نمیدونی که قدم گذاشتن به بیابون هایی که شاید در ظاهر مثل سایر بیابون های دیگه است،چه توفیقیه و چه احساس خاصی داره

تازه وقتی روی خاکه اروند و شلمچه میشینی، تفاوت خودت رو با شهدا احساس میکنی، تازه اونجاس که خودترو خیلی کوچیکتر از اون چیزی که فکر میکردی، میبینی و اونجاست جایی که دل کندن ازش، سخت تر از هرکاره دیگه ای تو دنیاست...

وقتی که بعد از خلوت کردن با شهدا اشک از چشمانت سرازیر میشه متوجه میشی که شهدا زنده اند ولی تو ....

تازه حرفه خدا رو میفهمی ( ولا تحسبن الذین قتلوا فی السبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون )

حالا که از سفر برگشتم، بیشتر از قبل محتاجم؛

محتاج زیارت...

محتاج لمس کردن خاک طلائیه...

محتاج غروب شلمچه...

محتاج صدای موج اروند....

 

 رفقا، مواظب باشیم تا با یه کار اشتباه، دستاورد های این اردو رو از دست ندیم...

قدر این توفیق رو بدونیم و خودمون رو برای دوباره قدم گذاشتن روی خاک این سرزمین ها آماده کنیم....

انشالله به زودی دوباره این توفیق نصیب همه ما بشه

شهید شوشتری :

دیروز از هرچه بود گذشتیم،امروز از هرچه بودیم!

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!

دیروزر دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد!

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم،

بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم

و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

التماس دعا ...

امیرمهدی آخوندی

 

برچسب‌های این مطلب:

دانش‌آموزی اخبار و رویدادها



نمايش ديدگاه‌هاي بيشتر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.