KennySoto

این کتاب زندگی ام را تغییر داد

maktub


۰۵ آبان ۱۴۰۰ / ۱۰:۰۱:۳۲
۲۲۵


مکتوب یک کلمه عربی است که مخفف آن است ،  

نوشته شده است.من این کلمه را برای اولین بار با خواندن کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو کشف کردم. این که بگویم لحظه ای که این کتاب را به موقع خواندم کم است.من کتاب را در همان نقطه اصلی کشف کردم که می خواستم به چه سمتی تلاش کنم. من در مقطع ابتدایی در کالج بودم ، همان مبارزه ای را که همه ما در اوج نوجوانی می گذراندیم ، پشت سر گذاشتم. این اوج چالش این بود که بفهمم می خواهم در زندگی خود چه کار کنم.در آن زمان من تئوری موسیقی می خواندم و با برنامه درسی که به من آموزش داده می شد دست و پنجه نرم می کردم. وقتی داشتم از تجربیات روزانه می نالیدم ، یکی از دوستان عزیزم به من گفت که باید این کتاب را بخوانم. دلیل اصلی این بود که آنها از عقل من مراقبت می کردند و می دانستند اگر من این کتاب را قبل از فارغ التحصیلی بخوانم ، هزاران بار بیشتر از او به من کمک می کند.من این کتاب را بدون هیچ انتظار قطعی خواندم. من واقعاً مدیون درسهایی هستم که از خواندن این کتاب آموختم. من اغلب بیش از یکبار کتاب نمی خوانم ، اما با این کتاب ، به طور خاص ، متوجه می شوم که همیشه بعد از هر مطالعه چیز جدیدی یاد می گیرم.مقدمه ای کوتاه بر شاهکار پائولوداستان درباره پسری است که در مصر به بلوغ می رسد. شخصیت اصلی به دنبال گنجی است که نمی تواند پیدا کند.شخصیت اصلی در نهایت با مربیان خردمندتر از خود ملاقات می کند. او با قیمومیت خود متوجه می شود که مربیان او لزوماً درس های مورد نیاز را به او نمی آموزند - او با اقدامات خود متوجه می شود که شخصیت اصلی از قبل در مورد خودش چه می داند.مربیان به او در مورد نشانه های جهان - فرصتهای روزانه و حواس پرتی هایی که روزانه ما را احاطه کرده است - آموزش می دهند.اولین مربی ای که با او برخورد می کند سرانجام از سفری که باید ادامه دهد به او می گوید ، سفری که پسر در خواب دید.یادگیری زبان دنیا مهم است"زبان" یا "روح جهان" چندین بار در این کتاب ذکر شده است. نویسنده از این عبارت به عنوان ابزاری مرکزی برای توضیح این موضوع استفاده می کند که چگونه شخصیت اصلی می تواند بصورت شهودی از درگیری اجتناب کرده و فرصت های پیش روی خود را جستجو کند. من معتقدم که زبان مرجع شهود ماست. بعضی چیزها را نمی توان با خواندن کتاب آموخت ، فقط تجربه زندگی می تواند مهمترین درس های زندگی را به ما بیاموزد.قهرمان داستان بسیار خواندنی است ، زیرا قبل از شروع سفر در دانشگاه به دانشگاه رفته است. اما او به سرعت می آموزد که توانایی شناختی را نباید با بلوغ اشتباه گرفت. فقط به این دلیل که می توان از نظر کتاب هوشمند بود ، لزوماً موفقیت آنها را در مواجهه با آزمایشات زیاد زندگی تضمین نمی کند.یکی از موضوعات مورد علاقه من که برگرفته از زبان نقش جهان است ، دستیابی به دانش از خود است - بدون تکیه بر دانشگاه. از همه مهمتر ، توانایی شخصیت در تنظیم این زبان در جهان با افزایش ناتوانی ها در طول مسیر افزایش می یابد. شکست هایی که تجربه می کند به او کمک می کند تا شهود و قدرت مشاهده خود را آموزش دهد.باید از چالش ها استقبال کردآزمایش واقعی شخصیت فرد از زمان موفقیت او ناشی نمی شود ، بلکه از نحوه واکنش او به شکست است. همچنین مهم است که توجه داشته باشید که واکنش ایده آل در برابر شکست ، توانایی عقب نشینی و درس گرفتن از آن است. قهرمان داستان هنگامی که سفر خود را به سمت بیابان های آفریقا و از طریق آن آغاز می کند ، به طور مداوم دچار چالش می شود. در میان بسیاری از محاکمات او ، یک مورد خاص سرگرم کننده وجود داشت که بر من تأثیر گذاشت.بدون ارائه اسپویل های زیاد ، شخصی که با شخصیت اصلی دوست می شود در نهایت به او دروغ می گوید. پس از وقوع این رویداد و آگاهی کامل قهرمان داستان از آنچه اتفاق افتاده است ، او شروع به گلایه از وضعیت خود می کند. چیزی که او به زودی متوجه می شود این است که حتی در تمام زمان های دنیا ، نگرانی هیچ سودی برای او ندارد. به جای تسلیم شدن و بازگشت به خانه ، راهی برای جمع آوری افکار خود و برنامه ریزی برای حمله به جلو پیدا می کند.شکست همیشه در زندگی ما حضور خواهد داشت ، و اگر با آن واقعیت هماهنگ باشیم - شکستهایی که تجربه می کنیم خوشایندتر خواهد بود (مخصوصاً همانطور که در حال حاضر آنها را تجربه می کنیم). هنگامی که ما با چالش های خود روبرو می شویم ، حتی اگر شکست بخوریم ، این حقیقت محض که ما برای تلاش حداقل وقت گذاشتیم ، ما را افراد بهتری می کند. مهمتر از همه ، هنگام انجام این کار ، افراد اطراف ما نیز تحت تأثیر قرار می گیرند. یکی از نقل قول های مورد علاقه من از کتاب در صفحه 150 است وقتی پائولو کوئلیو می نویسد: "این کاری است که کیمیاگران انجام می دهند. آنها نشان می دهند که وقتی تلاش می کنیم از آنچه هستیم بهتر باشیم ، همه چیز در اطراف ما نیز بهتر می شود. "شما بخشی از شبکه ای از افراد هستید و با در نظر گرفتن این واقعیت ، هر زمان که بخواهید خود را بهبود بخشید ، به طور غیر مستقیم شبکه ای را که بخشی از آن هستید نیز بهبود می بخشید. مردم نه تنها از طریق عمل ، بلکه از مشاهده دیگران نیز یاد می گیرند. هنگامی که ما ابتکار عمل را برای قرار دادن عمدی خود در شرایط ناراحت کننده می پذیریم ، به گسترش آگاهی جمعی خود (آگاهی که در درون خود داریم و آن چیزی که با دیگران به اشتراک می گذاریم) کمک می کنیم.مطالب مرتبط: شکست دوست شماست و شما به شدت شکست خواهید خورد




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.